فضل الله مهتدى

38

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )

نداشتند . در همين باره گزارشى به شرح زير از فعاليت خود در مباحثه با يك روحانى نگاشته است : « . . . او اگر چه مردى خوش‌فطرت و بافكر بود ، ولى چون در مناظره دستى نداشت و برهان را از سفسطه فرق نمىگذاشت و از مدعاى ما و كيفيت آن و تاريخ از بابى و بهائى خبرى از جائى نگرفته بود ، مغلوب من شد و چنين است حال هر كس كه با مبلغين اين طايفه درافتد » . « 1 » ناگفته‌هايى از كانون بهائيت صبحى پس از آنكه به ديدار عبدالبهاء رسيد به صداى خوب خود در نزد وى به مناجات‌خوانى پرداخت و سپس به خاطر خط خوش مورد توجه عبدالبهاء واقع شد و شغل « كتابت » به وى تفويض گرديد . در همان ابتداى توقف و اقامت صبحى ، يكى از « طائفين حول عبدالبهاء » ! كه مردى بىآلايش و ساده و طرف توجه عبدالبهاء بود ، واقعيت‌هايى را براى وى بازگو كرد ؛ كه باور كردنى نبود : « بدان كه اين جماعت كه در اينجايند چه آنهايى كه مجاورند و چه آنان كه طائف حولند ، حتى منتسبين عبدالبهاء چون من و تو ، جز يك بشر عاجزى بيش نيستند . . . در اين جمعيت جز عبدالبهاء و حضرت خانم ( همشيره عبدالبهاء ) كه از هر جهت متمايز از سايرين هستند ، ديگران مردمانى با شيد وكيد ، دامگستر و حقه‌باز و بىدين و لامذهب و من‌الباب الىالمحراب خرابند » . « 2 » . . . از نكات جالبى كه با دقت در خاطرات صبحى مشخص مىشود ، وضعيت بهائيان در حيفا و عكا است . بهائيان اين دو كانون مهم بهائيت ، فقط شامل پنجاه

--> ( 1 ) . همان ، ص 180 - 181 ( 2 ) . پيام پدر ، ص 262